این وبلاگ صرفاً برای دور هم بودن و تبادل نظر بچه های درگیر هپاتیت است...

سلام به دوستان خوبم، امیدوارم همگی خوب باشید...

چند وقتی هست که خبرهایی در مورد درمان بیماری هپاتیت به گوش میرسه و پیشرفت زیادی هم در این مورد صورت گرفته... خبرها حاکی از اونه که دارو هم برای درمان قطعی کشف شده و این واقعاً خبر خوبی برای بیماران هپاتیتی هست... امیدوارم به زودی خبر برسه که هپاتیت به طور کامل ریشه کن شده و بیماری به اسم هپاتیت دیگه وجود نداره... ان شاءالله برای تمام بیماری ها به زودی خبرهای خوبی برسه...آمین

در پایین لینک چند خبر رو به ترتیب تاریخ انتشار گذاشتم که میتونید مشاهده کنید:

http://www.mehrnews.com/news/2540084

 

http://www.behdasht.gov.ir/index.jsp?siteid=1&pageid=127&newsview=131561

 

http://qudsonline.ir/detail/News/319212

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۴ساعت 18:0  توسط رضا...خوزستان  | 

سلام به همه دوستای خوبم... و تشکر فراوان بابت نظرات خوبی که میذارید، امیدوارم همچنان حضور داشته باشید، البته حضوری پررنگ تر از قبل... 

یه موضوع هست که لازم دیدم باهاتون مطرح کنم، ازتون میخوام، لطف کنید و تو این بحث شرکت کنید و نظرتون رو بگید...

 

به غیر از بحث ازدواج، که فکر میکنم نظر اکثریت این باشه که باید در مورد بیماریمون به طرف مقابل بگیم... موارد دیگه ای هم هست که ما، بین گفتن و نگفتن مردد میشیم... به فرض من یا یکی از شما، دندون درد شدیدی داریم و نیازه که به دندونپزشک مراجعه کنیم... و یا به هر علتی البته به جز هپاتیت، به دکتر رفتیم و نیاز هست که یه عمل جراحی کوچیک انجام بدیم (دور از جون همه)... و یا هر چیزی شبیه به این موارد...

حالا به نظر شما آیا نیازه به دکتر بگیم که ما مثلا هپاتیت بی یا سی داریم؟ آیا واقعاً نیاز هست در مورد مریضیمون حرف بزنیم، در صورتی که خیلی راحت میشه چیزی نگفت و کارمون هم انجام میشه؟ آیا باید این موضوع رو مطرح کنیم، در صورتی که خیلی از ماها نمیدونیم از کجا و به چه طریقی مبتلا شدیم... و حتی ممکنه که علت مبتلا شدنمون یکی از همین چیزا بوده باشه... و آیا اینجور جاها مثل دندونپزشکی و بیمارستان، نباید مسائل بهداشتی رو به طور جدی رعایت کنن..؟؟   (امشب ساعت 22:30 از شبکه دو سیما)

دوست دارم نظراتتون رو بگید، که هم من و هم دوستانی که اینجا میان، بتونن تو اینطور مسائل تصمیم بهتر و درست تری بگیرن... ممنون از همه 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم دی ۱۳۹۴ساعت 18:49  توسط رضا...خوزستان  | 

سلام به دوستان گلم

بالاخره دو روز پیش، بعد از حدود دو ماه تاخیر در انجام آزمایش، رفتم و آزمایش شمارش ویروس های کبد رو انجام دادم.. تاخیرم هم به خاطر این بود که واقعا سرم شلوغ بود و فکرم بسیار درگیر، و هم اینکه فهمیده بودم آزمایش گرونیه و من در بحران مالی!! و یه نکته دیگه اینکه دکتر گفته بود تو شهر خودمون این آزمایش رو انجام نمیدن... منم دیگه گفتم فعلا بیخیال، هر وقت تونستم میرم... جالب اینکه تو این دو ماه، دو بار به خاطر انجام کاری رفتم تهران و اونجا هم وقت نکردم که برم آزمایش بدم. خلاصه چند هفته پیش  زد به سرم، گفتم به تمام آزمایشگاه های شهر خودمون زنگ بزنم شاید اصلا انجام بدن این آزمایش رو، منم زنگ زدم و فهمیدم ای دل غافل، یار در کوزه و ما گرد جهان میگردیم... یکی از آزمایشگاه های خوب تو شهرمون مدتی هست که این آزمایش رو انجام میده... بالاخره دو روز پیش رفتم و آزمایش رو انجام دادم...

چون خودم تو وب قبلی پرسیده بودم و کسی جواب درستی بهم نداده بود، واسه اون دوستانی که اطلاع ندارن میگم، که این آزمایش دو نوع داره، کمی و کیفی.. که بسته به نوعی که دکتر متخصص براتون مینویسه قیمتشم متفاوته... آزمایش کمی، گرونتره و حدود 300 هزار تومنه و آزمایش کیفی، حدود 70 تا 100 هزار تومن ارزونتر هست... از اونجا هم که دکترم منو خیلی دوست داره، اون آزمایش گرونتری رو برام نوشته بود و با آزمایش معمولی خودم که هر 6 ماه باید انجام بدم 320 هزار تومن شد... خون داشت خونمو میخورد نه اینکه آدم خسیسی باشم، نه... اینهمه پول بی زبون اونم تو شرایط بحرانی کاری و مالی زور داشت بخدا، شیطونه میگفت بیخیال آزمایش بشم ولی دیگه دلو زدم به دریا... جاتون خالی یه سوزن از این گاوی ها هست حدود 10 سانت قطرشه، از اونا بهم زد و 2 لیتر ازم خون کشید... گفتم خانم این سوزن مال گاوه که، نه مال من!! گفت چون دوتا آزمایش داشتی بیشتر خون باید بکشیم... جواب آزمایشو هم 17، 18 روز بعد از انجامش میدن... حال جالبترش اینه که وقتی برم جواب آزمایشو بگیرم، ببینم که هیچ مشکلی ندارم و ویروسام خیلی استانداردن!! بـــابــــا لامصـــــــب من 300 تومن پول دادم، 2 لیترم ازم خون کشیدن واسه هیــــــچ!!؟ آخه یعنی چی...!! 

القصه... این جریانو تعریف کردم واستون که هم من یه مطلب جدید گذاشته باشم  و هم اگه دکتر محترم این آزمایشو براتون نوشت بدونید جریانش چیه و چقدر پول و خون باید بدید... خلاصه حساب کار دستتون بیاد... 

+ نوشته شده در  جمعه ششم آذر ۱۳۹۴ساعت 13:55  توسط رضا...خوزستان  | 

سلام به همه دوستان خوبم، امیدوارم حال همگی خوب باشه...

وبلاگ قبلی که متعلق به داش یاسر عزیز بود و دوستان قدیمی اطلاع دارن، به دلیلی که ما متوجه نشدیم چی بود، حذف شد، که این حذف کردن به معنی نادیده گرفتن همه دوستانی بود که مدتها در وبلاگ فعالیت داشتند... ایشون می تونستن مدیریت وبلاگ رو به یکی از بچه هایی که فعالیت زیادی داشتن واگذار کنند که در اون حالت نیازی هم به حذف کردن وبلاگ نبود... در هر صورت من تصمیم گرفتم ضمن قدردانی از یاسر خان به خاطر زحماتی که تا الان کشیدن، با همون نام قبلی، وبلاگی رو راه بندازم تا شاید دوستانی که مدتی در کنار هم بودیم، دوباره دور هم جمع بشیم. و اینجا هم مکانی باشه برای خنده و شوخی و هم جایی برای درد دل کردن دوستان و تبادل نظر با همدیگه... به دلیل اینکه ممکنه من مطلب جدیدی نداشته باشم برای آپلود در وبلاگ، دوست دارم دوستانی که مطلبی در مورد هپاتیت و یا پیشنهاداتی دارن به من پیام بدن تا با نظراتشون بتونیم وبلاگ خوب و مفیدی داشته باشیم، یه جورایی وبلاگ با نظر دوستان میچرخه و من اینجا کاره ای نیستم. امیدوارم همگی بیاین و با نظراتتون ما رو خوشحال کنید... 

در آخر یه توصیه هم دارم، اینکه لطفا سوء استفاده ابزاری از این وبلاگ به هر عنوانی نشه و دوستان هم بیشتر چشم و گوششون رو باز کنن چون دنیای مجازی مجازیه و با واقعیت بسیار متفاوت خواهد بود... در ضمن پشت سرم حرف نزنید که بالاخره تونست رقیبا رو کنار بزنه و خودش مدیر بشه چون من اصلا همچین قصدی نداشتم...

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان ۱۳۹۴ساعت 20:37  توسط رضا...خوزستان  |